آسیب شناسی NGOها

1-خرد جمعی: یکی از بارزترین و برجسته‌ترین ویژگی NGOها، داشتن ساختاری دمکراتیک براساس خرد جمعی در تمامی سطوح آن است. خرد جمعی نه فقط بعنوان یک « روش » مدیریتی و حق رأی هر نفر، بلکه بسیار فراتر از آن به مثابه «مَنشی» انسان گرایانه که حق حضور تمام و کمال « دیگری » را تضمین می‌کند. خرد جمعی به مفهوم فهم و درک « حضور دیگری» . دیگری که قطعاً عین ما نیست و حتماً بخشی از حقیقت نزد اوست. و پذیرش این امر که امکان توافق با دیگری نه تنها شدنی و امکان پذیر است، بلکه فراتر از آن برای ادامه‌ی زندگی دمکراتیک، چاره‌ای جز آن نیست. یعنی اینکه ما می‌توانیم با دیدگاه دیگری مخالف باشیم اما نمی‌توانیم مخالف حضور او باشیم و کمر به حذف او ببندیم!

دمکرات بودن نه در استفاده از کلمات دمکراتیک که در زیست دمکراتیک معنا می‌یابد. در چنین زیستی است که روح درک دیگری در جان ما آرام آرام جای می‌گیرد و به جزئی از وجود ما تبدیل می‌شود.

درک دیگری فقط مربوط و محدود به دوستان و نزدیکان و کسانی نمی‌شود که با ما و در یک نهاد مردمی همکاری می‌نمایند، بلکه بسیار فراتر از آن، تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی ما را شامل می‌شود. تا جایی که عمیقاً بپذیریم، بخشی از حقیقت ممکن است نزد دشمنان ما باشد!

2- نقدپذیری: ضرورت وجودی نقد، از ضرورت رهایی از جزم گرایی، خود شیفتگی و انزوای خود ساخته برمی‌خیزد، مقام نقد یعنی جرأت عبور از دانسته‌های پیشین، ارزش‌یابی دوباره ارزش‌ها و بازاندیشی مجدد اندیشه‌ها. نقد در درجه اول بصیرت است، بصیرت رازگشایی یا بازگشایی تجربه و شناخت دیگری.

عقلانیت تنها با ملاک نقد است که به عقل معتبر و عقل نامعتبر تقسیم می‌شود. نقدپذیری روح و اخلاق عقلانیت است و مقام روشنفکری در واقع احیای نقد در درون عقلانیت است. عقلانیت بدون نقد همانا عقلانیت ابزاری و غیر انسان گرایانه، و عقلانیت در پرتو نقد همانا عقلانیت انتقادی و رهائی بخش است.

خردورزی همواره امری اجتماعی و به تمامی و از بنیاد نوعی گفت و گو و آمادگی برای مفاهمه و دست یابی به حقیقتی است که البته و همواره در معرض نقد باقی می‌ماند.

پذیرش نقد در مقام نظر در واقع به معنای آمادگی ذهنی ما برای نقدپذیری است ولی از آمادگی ذهنی تا پذیرش عملی، دوران پر پیچ و خمی ست که هر یک از ما می‌بایست آن را درون نهادهای مردمی و دمکراتیک تجربه نمائیم. مهم‌ترین ویژگی کسی که وارد کنش جمعی می‌شود نقدپذیری اوست. نقد از طرف هر کس که باشد و با هر لحنی که ارائه شود، باید در کمال تواضع، مورد پاسخگویی قرار گیرد. بسیار دیده شده که بجای پرداختن به موضوع نقد، اصل نقد کردن را نقد کرده‌ایم!

*شما چه کاره‌اید که ما را نقد می‌کنید! الان وقتش نیست بگذارید برای بعد!

*وقتی نقد می‌کنید باید راهکار هم ارائه دهید وگرنه زبان در کام گیرید!

*کسی می‌تواند نقد کند که خودش درون گود باشد، خارج از گود حق نقد کردن ندارید!

و صد البته زیر پوست همه این توجیهات در واقع فرار از نقدپذیری ست.

نقدناپذیری در واقع ریشه در تفکر و خصلتی دارد که می‌توان آن را بطور خلاصه « توهّم مضاعف » نامید، خود را فراتر از نقد دانستن در نهایت، نتیجه‌ای جز « تقلیل مضاعف » ندارد. اندیشه‌ای که اعتقادی به « دادِ و دِهش » و « آمیزش افق‌ها » نداشته باشد سرنوشتی جز تصلّب، تنهایی و تکرار ندارد!

فریدونِ فرخ فرشته نبود                  به مشک و به عنبر سرشته نبود

به دادِ و دهش یافت چنان نیکویی     تو دادِ و دِهش کن، فریدون تویی

 

 

                                                                               مسعود مولانا

/ 1 نظر / 7 بازدید
meysam

سلام عزيز دلم خوبي من از وب زيباي شما ديدن كردم عزيزم خوشحال ميشم به من هم سر بزني منتظر حضور گرمت هستم [گل]